علیرضا سپاهی؛ جوانی که جمهوری اسلامی زندگیاش را گرفت، اما نتوانست عشق و آرزوهایش را اعدام کند
سحرگاه دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵، برابر با ۵ اکتبر ۲۰۲۶، بار دیگر طناب دار با صدای اذان صبح در زندان دستگرد اصفهان جان جوانانی از فرزندان ایران را گرفت. علیرضا سپاهی، جوانی که هنوز در آغاز راه زندگی بود، به همراه علیرضا رئیسی به دست دستگاه قتل و جنایت قضایی جمهوری اسلامی اعدام شد.
اعدام علیرضا سپاهی ، برگ سیاه دیگری در کارنامه رژیم خون آشام اسلامی است؛ حکومتی که سالهاست با شکنجه، زندان، سرکوب،تجاوز و طناب دار، زندگی و آینده جوانان ایران را نابود میکند. علیرضا جوانی بود با هزاران آرزو که حق داشت زندگی کند، عاشق شود و آیندهای برای خود بسازد، اما این فرصت برای همیشه از او گرفته شد. تلختر ازهمه، روایت عشق او و مهشاد کشانی است که بنا بر گزارشهای منتشرشده، در زندان با یکدیگر ازدواج کردند و حتی از آخرین دیدار محروم ماندند. چه غمانگیز است که در سرزمین ما دو جوان به جای جشن ازدواج و آغاز زندگی مشترک، باید در سایه طناب دار با آرزوهایشان خداحافظی کنند.
جمهوری فاسد اسلامی میتواند جان انسانها را بگیرد، اما نمیتواند خاطره آنان و خواست آزادی و عدالت را از حافظه مردم پاک کند. علیرضا تنها یک نام در فهرست اعدامشدگان نیست؛ او نماد نسلی است که حق زندگی و آیندهاش قربانی سرکوب شده است.
نویسنده با بیان این که روزی خواهد رسید که عاملان این جنایتها باید در برابر عدالت پاسخگو باشند. یاد علیرضا سپاهی و همه جانباختگان راه آزادی گرامی میدارد ،این دست نوشته را به پایان میرساند.
نه به اعدام، نه به سرکوب، آری به آزادی و کرامت انسانی. زن، زندگی، آزادی.
حسام عطارزاده




