ایران اینترنشنال
۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه
علیسینا مصطفوی، کوهنورد زندانی، در زندان کرمان اعدام شد
ابوالفضل دامنجانی به ۱۵ سال حبس در زندان وکیل آباد مشهد محکوم شد
هرانا
اعتراضات ۱۴۰۴؛ حکم حبس فروغ رام، شهروند بهائی به اجرا درآمد
هرانا
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با تایید حکم قبلی خود وریشه مرادی را بار دیگر به اعدام محکوم کرد
ایران اینترنشنال
۱۴۰۵ مهر ۱۹, یکشنبه
هرانا
گزارشی از بازداشت ژیلا صادقی، شهروند بهائی در اصفهان
هرانا
۱۴۰۵ مهر ۱۸, شنبه
احضار لیدا آلکسانی، شهروند مسیحی، برای تحمل هشت سال حبس
۱۴۰۵ مهر ۱۶, پنجشنبه
به یاد علیرضا سپاهی، جوانی که قربانی ماشین اعدام رژیم وحشی اسلامی شد
علیرضا سپاهی؛ جوانی که جمهوری اسلامی زندگیاش را گرفت، اما نتوانست عشق و آرزوهایش را اعدام کند
سحرگاه دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵، برابر با ۵ اکتبر ۲۰۲۶، بار دیگر طناب دار با صدای اذان صبح در زندان دستگرد اصفهان جان جوانانی از فرزندان ایران را گرفت. علیرضا سپاهی، جوانی که هنوز در آغاز راه زندگی بود، به همراه علیرضا رئیسی به دست دستگاه قتل و جنایت قضایی جمهوری اسلامی اعدام شد.
اعدام علیرضا سپاهی ، برگ سیاه دیگری در کارنامه رژیم خون آشام اسلامی است؛ حکومتی که سالهاست با شکنجه، زندان، سرکوب،تجاوز و طناب دار، زندگی و آینده جوانان ایران را نابود میکند. علیرضا جوانی بود با هزاران آرزو که حق داشت زندگی کند، عاشق شود و آیندهای برای خود بسازد، اما این فرصت برای همیشه از او گرفته شد. تلختر ازهمه، روایت عشق او و مهشاد کشانی است که بنا بر گزارشهای منتشرشده، در زندان با یکدیگر ازدواج کردند و حتی از آخرین دیدار محروم ماندند. چه غمانگیز است که در سرزمین ما دو جوان به جای جشن ازدواج و آغاز زندگی مشترک، باید در سایه طناب دار با آرزوهایشان خداحافظی کنند.
جمهوری فاسد اسلامی میتواند جان انسانها را بگیرد، اما نمیتواند خاطره آنان و خواست آزادی و عدالت را از حافظه مردم پاک کند. علیرضا تنها یک نام در فهرست اعدامشدگان نیست؛ او نماد نسلی است که حق زندگی و آیندهاش قربانی سرکوب شده است.
نویسنده با بیان این که روزی خواهد رسید که عاملان این جنایتها باید در برابر عدالت پاسخگو باشند. یاد علیرضا سپاهی و همه جانباختگان راه آزادی گرامی میدارد ،این دست نوشته را به پایان میرساند.
نه به اعدام، نه به سرکوب، آری به آزادی و کرامت انسانی. زن، زندگی، آزادی.
حسام عطارزاده
بهاره آقایی، وکیل دادگستری به ۲۰ سال حبس محکوم شد
گزارشی از آخرین وضعیت ترانه و رومینا رحیمی در زندان اصفهان
ترانه و رومینا رحیمی، دو خواهر بازداشت شده در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ و از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در زندان دولتآباد این شهر به سر میبرند. ترانه رحیمی در مرحله بدوی به اعدام و ۱۱ سال حبس و رومینا رحیمی به ۳۶ سال حبس محکوم شدهاند. وکلای آنان به این احکام در دیوان عالی کشور اعتراض کردهاند.
یک منبع مطلع از وضعیت این دو خواهر گفت: «احکام ترانه و رومینا نسبت به قبل تغییری نکرده و وکلایشان به احکام صادرشده در دیوان عالی کشور اعتراض کردهاند. اخیرا اجازه داده شده است که یک زانوبند طبی در اختیار ترانه رحیمی قرار گیرد. استفاده از این زانوبند به او کمک کرده است بهتر راه برود. وی همچنین یک بار برای انجام امآرآی به بیمارستان اعزام شده است.»
ترانه رحیمی در مرحله بدوی از بابت اتهاماتی از جمله «محاربه» به اعدام و ۱۱ سال حبس و رومینا رحیمی بابت اتهاماتی از جمله «معاونت در محاربه» به ۳۶ سال حبس محکوم شدهاند.
هرانا پیشتر گزارش داده بود که این دو خواهر حدود یک هفته پس از وقایع ۱۸ دیماه در محدوده میدان شهدای اصفهان، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شدند. آنها پس از بازداشت ابتدا به یکی از مقرهای این نهاد امنیتی واقع در مجموعه دولتآباد منتقل و مدتی بعد در سلولهای انفرادی زندان دولتآباد نگهداری شدند. این دو خواهر سپس به بند عمومی منتقل شدند، اما تا مدتی از امکان تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بودند.
در جریان بازجوییها از ترانه رحیمی اظهاراتی مبنی بر وارد کردن ضربه با چاقو به کتف یکی از اعضای سپاه پاسداران که در جریان وقایع آن شب جان باخت، اخذ شده است. از رومینا رحیمی نیز اظهاراتی مبنی بر حضور در محل درگیری گرفته شده، در حالی که به گفته این منبع، وی در هیچیک از درگیریهای آن شب حضور نداشته است. هر دو خواهر بعداً اعلام کردهاند که این اعترافات تحت فشار و شکنجه اخذ شده است. اتهام محاربه در این پرونده به «حمل سلاح سرد و کوکتل مولوتف» مرتبط دانسته شده است.
پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و وقایع رخداده در محدوده این میدان تشکیل شده است. در جریان این وقایع، دو نفر جان خود را از دست دادند که یکی از آنان از اعضای سپاه پاسداران و دیگری یک شهروند بیخانمان معرفی شده است. در پی این رویدادها، ۱۶ شهروند بازداشت و تحت تعقیب قضایی قرار گرفتند. ۱۰ متهم این پرونده هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم و شش متهم دیگر نیز در مجموع به ۱۴۶ سال حبس محکوم شدند.
هرانا
۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ برزو رضایی به اعدام محکوم شد
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه که در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و در زندان تهران بزرگ محبوس است، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.
آقای رضایی توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» به اعدام محکوم شده است. حکم مذکور اخیرا به وکیل برزو رضایی ابلاغ شده است.
جلسه رسیدگی به اتهام این شهروند حدود دو ماه پیش در این شعبه برگزار شده بود.
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه، در اسفندماه سال گذشته در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شده است.
جزئیات بیشتر در خصوص روند رسیدگی به پرونده و سایر اتهامات احتمالی مطرحشده علیه وی توسط هرانا در دست بررسی است.
اجرای حکم حبس؛ یوسف منزوی بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد
یوسف منزوی، شهروند ساکن مشهد، پس از حضور در شعبه ۹۹۳ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان بازداشت و جهت اجرای حکم یک سال حبس خود به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد.
آقای منزوی، روز یکشنبه ۱۲ مهرماه، پس از حضور در شعبه ۹۳۳ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، جهت تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شده است.
یوسف منزوی، در تاریخ ۷ مهرماه، اعلام کرد که با دریافت ابلاغیهای جهت اجرای حکم حبس خود به شعبه مذکور احضار شده است.
وی سال گذشته از بابت اتهامات اهانت به رهبری و تبلیغ علیه نظام توسط دادگاه انقلاب مشهد به تحمل یک سال حبس محکوم شده بود.
یوسف منزوی، دانشآموخته مقطع کارشناسی ارشد فلسفه غرب از دانشگاه فردوسی مشهد و ساکن این شهر است.
۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه
رومینا گلی، شهروند بهائی به حبس و محرومیت اجتماعی محکوم شد
رومینا گلی، شهروند بهائی ساکن ساری، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب این شهر به پنج سال و هفت ماه و ۱۶ روز حبس و همچنین به ۱۰ سال محرومیت های اجتماعی محکوم شد.
بر اساس حکمی که توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ساری صادر و به این شهروند ابلاغ شده، خانم گلی از بابت اتهام فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام موضوع ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به هفت ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است.
رومینا گلی در تاریخ ۱۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در ساری بازداشت شده بود. همزمان با بازداشت وی، منزل این شهروند مورد تفتیش قرار گرفت و شماری از وسایل دیجیتال شخصی و کتابهای مذهبی مرتبط با آیین بهائی توسط ماموران ضبط شد.
در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه، جلسه بازپرسی خانم گلی در دادسرای ساری برگزار شد. وی سپس چندی بعد با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
هرانا
خطاب به رئیس جمهورجنایتکار رژیم جمهوری اسلامی: درباره سرکوب، زندان و اعدام مردم ایران پاسخ دهید
در سازمان ملل، مسعود پزشکیان گفت: «ما تروریست نیستیم.»
اما مسئله فقط این نیست که یک حکومت خودش را چه مینامد.
مسئله این است که با مردم خودش چه میکند.
وقتی حکومت از صدای یک زن میترسد،
از مسلمان زادهایی که به مسیحیت تغییر دین داده اند میترسد،
از مراسم عبادی بهاییان می ترسد
از موی یک دختر میترسد،
از اعتراض یک دانشجو میترسد،
از قلم یک روزنامهنگار میترسد،
از ترانه یک خواننده میترسد،
از دوربین یک فیلمساز میترسد،
از تجمع مردم میترسد،
و حتی از یک جمله در شبکههای اجتماعی میترسد،
دیگر مسئله فقط «امنیت ملی» نیست.
مسئله، حکومتی است که برای حفظ قدرت، آزادی مردم را تهدید میبیند.
پس دیگر نمیتوان همهچیز را با چند واژه رسمی مثل «حفظ امنیت»، «اغتشاش»، «اقدام علیه امنیت ملی» یا «مقابله با دشمن» توضیح داد.
وقتی یک حکومت برای ساکت کردن مردمش زندان، شکنجه، سانسور و اعدام به کار میگیرد، مسئله فقط سیاست نیست. مسئله ترس است.
ترسی که از بالا تولید میشود و به پایین تزریق میشود.
ترسی که وارد خانه میشود.
وارد دانشگاه میشود.
وارد کلیسا میشود.
وارد روزنامه میشود.
وارد استودیو موسیقی میشود.
وارد سینما میشود.
و در نهایت، وارد ذهن انسان میشود.
مردم یاد میگیرند پیش از حرف زدن اطرافشان را نگاه کنند.
پیش از نوشتن یک جمله فکر کنند.
پیش از خواندن یک ترانه حساب کنند.
پیش از شرکت در یک تجمع وصیت کنند.
این یعنی حکومت فقط بدن انسان را کنترل نمیکند.
ذهن او را هم محاصره میکند.
و شاید خطرناکترین شکل سرکوب همین باشد: زمانی که مردم آن قدر از عواقب حرف زدن میترسند که دیگر حکومت مجبور نیست همه را بازداشت کند. مردم خودشان، پیش از رسیدن مأمور، خودشان را سانسور میکنند.
در سپتامبر ۲۰۲۶، دیدهبان حقوق بشر گزارش کرد که از مارس تا پایان اوت همان سال، دستکم ۵۹ مرد با اتهامات سیاسی یا امنیتی مبهم و پس از روندهایی که این سازمان آنها را بهشدت ناعادلانه توصیف کرده، اعدام شدهاند. شماری از آنان در ارتباط با اعتراضات بازداشت شده بودند.
پس وقتی مقامهای جمهوری اسلامی در سازمان ملل درباره قربانی بودن ایران سخن میگویند، باید یک سؤال دیگر هم شنیده شود:
قربانیان داخل ایران چه؟
چه کسی درباره مادری حرف میزند که نمیداند فرزند بازداشتشدهاش کجاست؟
چه کسی درباره نوکیشان مسیحی و بهاییان حرف می زند که به جرم عبادت و اعتقادشان شکنجه میشوند؟
چه کسی درباره جوانی حرف میزند که تنها جرمش اعتراض بوده؟
چه کسی درباره زندانیای حرف میزند که اعترافش زیر فشار گرفته شده؟
چه کسی درباره نویسندهای حرف میزند که جملهاش را پاک میکند؟
چه کسی درباره خوانندهای حرف میزند که صدایش را خفه میکند؟
چه کسی درباره خانوادهای حرف میزند که از یک تماس تلفنی نیمهشب میترسد؟
و چه کسی درباره مردمی حرف میزند که دهههاست مجبور شدهاند برای حقوقی بجنگند که در یک جامعه آزاد باید بدیهی باشد؟
حق حرف زدن.
حق اعتراض کردن.
حق انتخاب کردن.
حق عبادت کردن.
حق نترسیدن.
ایران فقط ساختمانهای حکومتی، سپاه، زندانها و تریبونهای رسمی نیست.
ایران، آن مادری است که منتظر فرزندش مانده.
ایران، آن دختری است که میخواهد خودش انتخاب کند چگونه زندگی کند.
ایران، آن جوانی است که میخواهد بدون ترس اعتراض کند.
ایران، آن نویسندهای است که میخواهد حقیقت را بنویسد.
ایران، آن هنرمندی است که میخواهد بدون اجازه حکومت خلق کند.
نویسنده با بیان این که ایران مساوی با حکومت جمهوری اسلامی نیست.
ایران قبل از هر چیز، مردم آن است.
مردمی با تاریخ، فرهنگ، زبان، ایمان، هنر، خانوادهها، آرزوها و آیندهای که بسیار بزرگتر از هر حکومت و هر دوره سیاسی است.
این دست نوشته را به پایان می رساند
حسام عطارزاده
۱۴۰۵ شهریور ۳۱, سهشنبه
چهار سناتور آمریکایی خواهان اولویتدادن روبیو به «پیگیری آزادی رضا ولیزاده» شدند
چهار سناتور دموکرات و جمهوریخواه آمریکا با انتشار نامهای خطاب به مارکو روبیو، وزیر خارجۀ ایالات متحده، از او خواستند که آزادی رضا ولیزاده شهروند ایرانی-آمریکایی و روزنامهنگار پیشین رادیو فردا از زندان جمهوری اسلامی را «با اولویت ویژه» پیگیری کند.
برایان شَتز و جکی روزِن سناتورهای دموکرات هاوایی و نوادا، و مارشا بلَکبرن و دیوید مککورمیک سناتورهای جمهوریخواه تنسی و پنسیلوانیا امضاکنندگان این نامه بودند که روز سهشنبه ۳۱ شهریورماه، همزمان با دومین سالگرد حبس رضا ولیزاده منتشر شد.
این چهار سناتور در این نامه نوشتهاند: «ما خواهان این هستیم که آزادی و شرایط مناسب رضا ولیزاده، از طریق همۀ کانالهای دیپلماتیک موجود با مقامهای ایرانی دنبال شود».
رضا ولیزاده از دو سال پیش در ایران زندانی است و دورۀ محکومیت ۱۰ سالۀ خود را طی میکند. او به جرم «همکاری با کشور متخاصم» محکوم به ۱۰ سال حبس شد. وزارت خارجۀ ایالات متحده، ضمن محکوم کردن بازداشت این روزنامهنگار، این اقدام را «اشتباه و ناعادلانه» خوانده است.
رضا ولیزاده به مدت ۱۰ سال با رادیو فردا همکاری داشت. بهگفتۀ این چهار سناتور، شهروندی ایالات متحده و همکاری او با رادیو فردا باعث محکومیتش شده است.
رادیو فردا زیر مجموعۀ رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی است که با بودجۀ مصوب کنگرۀ ایالات متحده و زیر نظر سازمان رسانههای جهانی ایالات متحده (USAGM) فعالیت میکند. این رسانه اما از نظر روزنامهنگاری مستقل است و کنگره یا دولت آمریکا در تصمیمگیریهای سردبیری آن دخالتی ندارند.
به نوشتۀ سناتورهای امضاکنندۀ نامه، سلامت رضا ولیزاده در طول بازداشت در زندان اوین تهران، «بهشکلی قابل توجه» آسیب دیده و مسئولان ایرانی، امکانات درمانی، از جمله داروهای آسم را هم از او دریغ کردهاند.
نویسندگان نامه تأکید کردهاند که «هر روزی که از دورۀ حبس آقای ولیزاده میگذرد، جان او بیشتر به خطر میافتد».
گذشته از سالگرد بازداشت رضا ولیزاده، انتشار این نامه همزمان شده با مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک؛ جاییکه دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده در همین روزِ سهشنبه سخنرانی کرد و بخش قابل توجهی از سخنانش را هم به موضوع ایران اختصاص داد.
صدای آمریکا












