۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه

علی‌سینا مصطفوی، کوهنورد زندانی، در زندان کرمان اعدام شد

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، مصطفوی را «تروریست مسلح» و وابسته به «جریان سلطنت‌طلب» معرفی کرد و مدعی شد او در جریان جنگی که این خبرگزاری از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد کرده، در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، آمریکا و اسرائیل «دست به اقدام مسلحانه» زده است. بر اساس روایت این خبرگزاری حکومتی از پرونده، مصطفوی چهارم فروردین ۱۴۰۵ در میدان آزادی کرمان تیراندازی کرده و باعث مجروح شدن یک شهروند و یک دختربچه شده است. میزان همچنین او را متهم کرد اول اردیبهشت به سوی سربازان وظیفه و خودروهای عبوری تیراندازی کرده و شماری از شهروندان را زخمی کرده است. این خبرگزاری همچنین مدعی شد مصطفوی در وقایع دی‌ماه، که میزان آن را «کودتای دی» نامیده، فعال بوده و برای شبکه‌های خارج از کشور فیلم و عکس فرستاده است. View on Instagram تصویربرداری از محل اصابت پرتابه‌ها در جریان جنگ و ارسال این تصاویر به رسانه‌ها، از دیگر مواردی است که در روایت میزان به او نسبت داده شده است. میزان با استناد به آنچه «مستندات کشف‌شده از تلفن همراه» مصطفوی خوانده، نوشت او در پیام‌هایی به شبکه‌های فارسی‌زبان، برای انجام عملیات در فرودگاه کرمان اعلام آمادگی کرده بود. در گزارش این خبرگزاری، دفاعیات مصطفوی یا وکیل او و شواهد قابل بررسی مستقل درباره این اتهام‌ها درج نشده است. ساعاتی پیش از اعلام اجرای این حکم، منابع حقوق بشری از انتقال مصطفوی به سلول انفرادی زندان کرمان خبر داده بودند. بنا بر اطلاعات منتشر شده، مصطفوی کوهنورد حرفه‌ای، متولد ۱۳۶۶ و اهل بم معرفی شده است. بر پایه گزارش‌های منتشر شده، او بامداد پنجم اردیبهشت ۱۴۰۵ در منزلش بازداشت شد و هنگام بازداشت مورد ضرب‌وجرح قرار گرفت. شعبه اول دادگاه انقلاب کرمان به ریاست قاضی هادی آقایی او را به اعدام محکوم کرد و شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی ذبیحی، ششم مهر حکم را تایید کرد. اتهام‌های اعلام‌شده «محاربه»، «اقدام علیه امنیت کشور» و «تجمع و تبانی» است. حساب «ارتباط شاهزاده رضا پهلوی» در شبکه‌های اجتماعی ساعاتی پیش از اجرای اعدام، از انتقال مصطفوی به انفرادی و احضار خانواده‌اش برای آخرین ملاقات خبر داده بود. این حساب او را زندانی سیاسی و ورزشکار خواند و با تاکید بر اخذ اعترافات اجباری زیر شکنجه و برگزاری «دادگاه نمایشی»، خواستار تلاش برای نجات جان او شد. علی‌سینا مصطفوی، زندانی سیاسی و جوان ورزشکار با انتقال به سلول انفرادی و احضار خانواده‌اش برای آخرین ملاقات، در خطر فوری اعدام قرار دارد. او کوهنورد و فاتح قله‌های متعدد از جمله اورست است. جوانی میهن‌پرست که در پی اعترافات اجباری تحت شکنجه، در دادگاه نمایشی جمهوری اسلامی به… https://t.co/swKl4u8Qki pic.twitter.com/RAQbDF9jsb — Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms) October 13, 2026

ایران اینترنشنال

ابوالفضل دامنجانی به ۱۵ سال حبس در زندان وکیل آباد مشهد محکوم شد

ابوالفضل دامنجانی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و محبوس در زندان وکیل آباد مشهد، توسط دادگاه انقلاب این شهر، به ۱۵ سال حبس محکوم شد. بر اساس اطلاعات دریافتی ، آقای دامنجانی توسط شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی یزدان‌خواه، از بابت اتهامات اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی، مجموعا به ۱۵ سال حبس محکوم شده است. این حکم چندی پیش علیه این شهروند صادر و به وی ابلاغ شده است. ابوالفضل دامنجانی، ساکن مشهد، در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط ماموران امنیتی در محل کار خود بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. تا زمان تنظیم این گزارش، از جزئیات حکم صادرشده، میزان مجازات تعیین‌شده برای هر یک از اتهامات اطلاعی حاصل نشده است.

هرانا

اعتراضات ۱۴۰۴؛ حکم حبس فروغ رام، شهروند بهائی به اجرا درآمد

روز گذشته، فروغ رام، شهروند بهائی ساکن زاهدان، برای اجرای حکم یک سال حبس خود راهی زندان زاهدان شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، روز گذشته سه‌شنبه ۲۱ مهرماه، خانم رام پس از مراجعه به شعبه اجرای احکام، جهت تحمل دوران محکومیت یک سال حبس خود بازداشت و به زندان زاهدان منتقل شده است. یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تایید این خبر گفت: «فروغ رام به دلیل انتشار استوری‌هایی درباره اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به یک سال حبس محکوم شده است. همچنین در جریان رسیدگی به پرونده، اجازه ورود وکیل به جلسه دادگاه داده نشده است». وی افزود: «همچنین، خانم رام به دستور وزارت اطلاعات نیز از محل کار خود اخراج شده است». این شهروند بهائی پیشتر در تاریخ ۳۰ دی‌ ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در زاهدان بازداشت و نهایتا به قید وثیقه آزاد شد. فروغ رام، شهروند بهائی، متولد ۱۵ آذر ۱۳۷۴، ساکن زاهدان است. تا لحظه تنظیم این گزارش، درباره جزئیات بیشتر اعم از اتهامات مطروحه علیه این شهروند بهائی و شعبه صادرکننده حکم اطلاعی حاصل نشده است.

هرانا

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با تایید حکم قبلی خود وریشه مرادی را بار دیگر به اعدام محکوم کرد

امیر سجادی و کیوان عزیزی،‌ وکلای وریشه مرادی (میرزایی)، زندانی سیاسی اعلام کردند که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، بدون در نظر گرفتن دستورات دیوان عالی کشور، بار دیگر او را به اتهام «عضویت در گروه باغی» به اعدام محکوم کرده است. وکلای وریشه مرادی چهارشنبه ۲۲ مهر به وب‌سایت امتداد گفتند دیوان عالی کشور، پس از فرجام‌خواهی، با اعلام نقض تحقیقات پرونده را به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بازگرداند اما این شعبه بار دیگر وریشه مرادی به اعدام محکوم کرده است. شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، پیش‌تر وریشه مرادی را به اتهام «عضویت در گروه باغی» به اعدام محکوم کرده بود. امیر سجادی، یکی از وکلای وریشه مرادی به امتداد گفت: «متعاقب وصول اخطاریه از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در روز سه‌شنبه ۲۱ مهر، یکی از وکلای وریشه مرادی (میرزایی)، در روز چهارشنبه ۲۲ مهر، به شعبه مذکور مراجعه و حکم صادره توسط این شعبه به وی ابلاغ شد. مطابق حکم ابلاغی، که ظرف ۲۰ روز قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است، شعبه مذکور، خانم وریشه مرادی (میرزایی) را به اتهام عضویت در گروه باغی، مجددا به اعدام محکوم کرده است.» او افزود: «به باور وکلا دلایل کافی و متقن برای انتساب چنین اتهامی به خانم وریشه مرادی وجود ندارد.» سجادی گفت: «خانم وریشه مرادی مطلقا در هیچ عملیاتی علیه جمهوری اسلامی مداخله نداشته و فعالیت‌های او مربوط به مبارزات نامبرده علیه داعش در شمال سوریه بوده و ارتباطی به جمهوری اسلامی نداشته است.» کیوان عزیزی، یکی دیگر از وکلای وریشه مرادی (میرزایی) نیز با انتقاد از صدور مجدد حکم اعدام به امتداد گفت: «این حکم در شرایطی صادر شده که حکم قبلی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مبنی بر صدور مجازات اعدام برای وریشه مرادی، با طرح شبهات جدی در مورد تحقیقات، توسط شعبه رسیدگی کننده در دیوان عالی کشور، نقض شده بود ولی متاسفانه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، بدون انجام تحقیقات مورد نظر شعبه دیوان عالی کشور، صرفا با تغییر عنوان اتهامی، نامبرده را مجددا به اتهام عضویت در گروه باغی، به اعدام محکوم کرد.» عزیزی با تاکید بر فرجام‌خواهی وکلای وریشه مرادی (میرزائی) در مهلت قانونی از حکم صادره علیه موکل خود، ابراز امیدواری کرد که «دیوان عالی کشور، همچون مرتبه‌ پیشین، به دفاعیات و ایرادات، توجه کافی را داشته باشد.» وریشه مرادی یک‌شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.

ایران اینترنشنال

۱۴۰۵ مهر ۱۹, یکشنبه

پریسا پاکباز، شهروند اهل یاسوج، امروز یکشنبه ۱۹ مهرماه، به اداره اطلاعات این شهر احضار شد. وی برای ساعاتی در این نهاد امنیتی مورد بازجویی قرار گرفت. این شهروند امروز یکشنبه ۱۹ مهرماه، در پی احضار تلفنی توسط اداره اطلاعات یاسوج، برای چند ساعت در این نهاد مورد بازجویی قرار گرفت. مأموران این نهاد امنیتی همچنین تلفن همراه وی را ضبط کردند. یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تایید این خبر گفت: «احضار و بازجویی این شهروند در ارتباط با فعالیت‌های وی در اینستاگرام، از جمله انتشار استوری‌هایی با مضامین اعتراضی صورت گرفته است.» تاکنون اطلاعاتی درباره اتهامات احتمالی مطرح‌ شده علیه این شهروند به دست نیامده است.

هرانا

گزارشی از بازداشت ژیلا صادقی، شهروند بهائی در اصفهان

ژیلا صادقی (موقن)، شهروند بهائی ساکن اصفهان، روز سه‌شنبه ۱۴ مهرماه توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و هم‌اکنون در یکی از سلول‌های انفرادی زندان دولت آباد این شهر نگهداری می‌شود. بر پایه این گزارش، خانم صادقی روز سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در اصفهان بازداشت و به زندان دولت‌آباد این شهر منتقل شد. این شهروند هم اکنون در یکی از سلول‌های انفرادی این زندان نگهداری می‌شود. در ادامه این گزارش آمده است که ماموران ضمن بازداشت این شهروند بهائی، خودروی سواری خانواده وی را نیز توقیف کرده‌اند. تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه خانم صادقی اطلاعی کسب نشده است. ژیلا صادقی (موقن)، شهروند بهائی ساکن اصفهان، مادر سریر موقن، دیگر شهروند بهائی محبوس در زندان دولت آباد است. سریر موقن نیز بیش از یک و نیم ماه است که در سلول انفرادی زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شود.

هرانا

۱۴۰۵ مهر ۱۸, شنبه

احضار لیدا آلکسانی، شهروند مسیحی، برای تحمل هشت سال حبس

مقامات قضایی روز پنجشنبه با ارسال احضاریه به لیدا آلکسانی، شهروند مسیحی ارمنی‌تبار و همسر ژوزف شهبازیان، زندانی عقیدتی که در حال تحمل ۱۰ سال حبس در زندان اوین است، سه روز به او فرصت دادند تا خود را برای اجرای حکم هشت سال حبس به زندان معرفی کند. در پی یورش مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، با همراهی یک مأمور زن، به منزل این زوج ارمنی، لیدا آلکسانی در ۲۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. لیدا آلکسانی پس از حدود یک ماه بازداشت، با سپردن وثیقه سنگین چهار میلیارد تومانی، به‌طور موقت از زندان آزاد شد. این اقدام تنها دو روز پیش از مراسم خاکسپاری مادر ژوزف شهبازیان، خانم ژاسمین، انجام شد؛ در حالی که خانواده در حال آماده‌سازی مقدمات مراسم بودند. این بازداشت در چنین زمان حساسی، فشار روانی و عاطفی مضاعفی بر خانواده وارد کرد. پنج شهروند مسیحی به نام‌های آیدا نجف‌لو، ژوزف شهبازیان و ناصر نورد گل‌تپه، لیدا آلکسانی و یک نوکیش مسیحی دیگر (نام محفوظ)، مجموعاً به بیش از نیم قرن زندان محکوم شده‌اند. این احکام به دلیل باور مسیحی و فعالیت‌های کاملاً مسالمت‌آمیز دینی صادر شده‌اند. ژوزف شهبازیان، ناصر نورد گل‌تپه و یک نوکیش مسیحی دیگر، هر یک به ۱۰ سال و خانم آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده‌اند. آیدا نجف‌لو نیز به اتهاماتی مرتبط با فعالیت‌های مسالمت‌آمیز مسیحی، به ترتیب به ۱۰، پنج و دو سال حبس، در مجموع ۱۷ سال، محکوم شده است؛ اما طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، معمولاً تنها مجازات اشد، یعنی ۱۰ سال حبس، اجرا می‌شود. این احکام در حالی صادر شده‌اند که فعالیت‌های مورد استناد دادستان، از جمله تشکیل کلیسای خانگی، برگزاری جلسات دعا، غسل تعمید، مشارکت در مراسم عشای ربانی و حتی جشن کریسمس، همگی فعالیت‌هایی دینی و مسالمت‌آمیز هستند. خانم آلکسانی به «تبلیغ انحرافی مغایر با دین مقدس اسلام» و «اجتماع و تبانی» متهم شده است. سال‌هاست که حکومت با اتهاماتی از این دست و بدون ارائه اسناد و مدارک معتبر، مسیحیان را راهی زندان می‌کند. صدور احکام سنگین علیه ژوزف شهبازیان و همسرش، لیدا آلکسانی، در حالی صورت می‌گیرد که حکومت بارها مدعی شده است ارمنی‌ها و آشوری‌ها از تمامی حقوق و آزادی‌های دینی برخوردارند. حکومت به‌ویژه با افتتاح ایستگاه متروی «مریم مقدس»، تبلیغات گسترده‌ای در این زمینه انجام داده است.

۱۴۰۵ مهر ۱۶, پنجشنبه

به یاد علیرضا سپاهی، جوانی که قربانی ماشین اعدام رژیم وحشی اسلامی شد

 


علیرضا سپاهی؛ جوانی که جمهوری اسلامی زندگی‌اش را گرفت، اما نتوانست عشق و آرزوهایش را اعدام کند

سحرگاه دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵، برابر با ۵ اکتبر ۲۰۲۶، بار دیگر طناب دار با صدای اذان صبح در زندان دستگرد اصفهان جان جوانانی از فرزندان ایران را گرفت. علیرضا سپاهی، جوانی که هنوز در آغاز راه زندگی بود، به همراه علیرضا رئیسی به دست دستگاه  قتل و جنایت قضایی جمهوری اسلامی اعدام شد.

اعدام علیرضا سپاهی ، برگ سیاه دیگری در کارنامه رژیم خون آشام اسلامی است؛ حکومتی که سال‌هاست با شکنجه، زندان، سرکوب،تجاوز و طناب دار، زندگی و آینده جوانان ایران را نابود می‌کند. علیرضا جوانی بود با هزاران آرزو که حق داشت زندگی کند، عاشق شود و آینده‌ای برای خود بسازد، اما این فرصت برای همیشه از او گرفته شد. تلخ‌تر ازهمه، روایت عشق او و مهشاد کشانی است که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، در زندان با یکدیگر ازدواج کردند و حتی از آخرین دیدار محروم ماندند. چه غم‌انگیز است که در سرزمین ما دو جوان به جای جشن ازدواج و آغاز زندگی مشترک، باید در سایه طناب دار با آرزوهایشان خداحافظی کنند.

 جمهوری فاسد اسلامی می‌تواند جان انسان‌ها را بگیرد، اما نمی‌تواند خاطره آنان و خواست آزادی و عدالت را از حافظه مردم پاک کند. علیرضا تنها یک نام در فهرست اعدام‌شدگان نیست؛ او نماد نسلی است که حق زندگی و آینده‌اش قربانی سرکوب شده است.

 نویسنده با بیان این که روزی خواهد رسید که عاملان این جنایت‌ها باید در برابر عدالت پاسخ‌گو باشند. یاد علیرضا سپاهی و همه جان‌باختگان راه آزادی گرامی میدارد ،این دست نوشته را به پایان میرساند.

 نه به اعدام، نه به سرکوب، آری به آزادی و کرامت انسانی. زن، زندگی، آزادی.

حسام عطارزاده 

بهاره آقایی، وکیل دادگستری به ۲۰ سال حبس محکوم شد

 


بهاره آقایی، وکیل دادگستری که در زندان قرچک ورامین محبوس است توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۲۰ سال حبس محکوم شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی ، بهاره آقایی اخیرا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ایمان افشاری، از بابت اتهاماتی از جمله فعالیت تبلیغی علیه امنیت ملی کشور موضوع ماده ۴ قانون تشدید مجازات جرایم علیه امنیت ملی، به ۲۰ سال حبس محکوم شده است.
بهاره آقایی که پس از اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ بازداشت و پس از چندی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی در طول مدت بازداشت خود، دستکم ۱۵ روز در سلول انفرادی این زندان محبوس بوده است.
بهاره آقایی، وکیل پایه یک دادگستری و دانشجوی رشته حقوق‌ بین‌الملل در دانشگاه تهران است.
هرانا

گزارشی از آخرین وضعیت ترانه و رومینا رحیمی در زندان اصفهان

 

ترانه و رومینا رحیمی، دو خواهر بازداشت‌ شده در جریان اعتراضات دی‌ ماه ۱۴۰۴ و از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در زندان دولت‌آباد این شهر به سر می‌برند. ترانه رحیمی در مرحله بدوی به اعدام و ۱۱ سال حبس و رومینا رحیمی به ۳۶ سال حبس محکوم شده‌اند. وکلای آنان به این احکام در دیوان عالی کشور اعتراض کرده‌اند.

یک منبع مطلع از وضعیت این دو خواهر گفت: «احکام ترانه و رومینا نسبت به قبل تغییری نکرده و وکلایشان به احکام صادرشده در دیوان عالی کشور اعتراض کرده‌اند. اخیرا اجازه داده شده است که یک زانوبند طبی در اختیار ترانه رحیمی قرار گیرد. استفاده از این زانوبند به او کمک کرده است بهتر راه برود. وی همچنین یک بار برای انجام ام‌آر‌آی به بیمارستان اعزام شده است.»

ترانه رحیمی در مرحله بدوی از بابت اتهاماتی از جمله «محاربه» به اعدام و ۱۱ سال حبس و رومینا رحیمی بابت اتهاماتی از جمله «معاونت در محاربه» به ۳۶ سال حبس محکوم شده‌اند.

هرانا پیشتر گزارش داده بود که این دو خواهر حدود یک هفته پس از وقایع ۱۸ دی‌ماه در محدوده میدان شهدای اصفهان، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شدند. آنها پس از بازداشت ابتدا به یکی از مقرهای این نهاد امنیتی واقع در مجموعه دولت‌آباد منتقل و مدتی بعد در سلول‌های انفرادی زندان دولت‌آباد نگهداری شدند. این دو خواهر سپس به بند عمومی منتقل شدند، اما تا مدتی از امکان تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بودند.

در جریان بازجویی‌ها از ترانه رحیمی اظهاراتی مبنی بر وارد کردن ضربه با چاقو به کتف یکی از اعضای سپاه پاسداران که در جریان وقایع آن شب جان باخت، اخذ شده است. از رومینا رحیمی نیز اظهاراتی مبنی بر حضور در محل درگیری گرفته شده، در حالی که به گفته این منبع، وی در هیچ‌یک از درگیری‌های آن شب حضور نداشته است. هر دو خواهر بعداً اعلام کرده‌اند که این اعترافات تحت فشار و شکنجه اخذ شده است. اتهام محاربه در این پرونده به «حمل سلاح سرد و کوکتل مولوتف» مرتبط دانسته شده است.

پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و وقایع رخ‌داده در محدوده این میدان تشکیل شده است. در جریان این وقایع، دو نفر جان خود را از دست دادند که یکی از آنان از اعضای سپاه پاسداران و دیگری یک شهروند بی‌خانمان معرفی شده است. در پی این رویدادها، ۱۶ شهروند بازداشت و تحت تعقیب قضایی قرار گرفتند. ۱۰ متهم این پرونده هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم و شش متهم دیگر نیز در مجموع به ۱۴۶ سال حبس محکوم شدند.

هرانا

۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ برزو رضایی به اعدام محکوم شد

  برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه که در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و در زندان تهران بزرگ محبوس است، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

 آقای رضایی توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» به اعدام محکوم شده است. حکم مذکور اخیرا به وکیل برزو رضایی ابلاغ شده است.

جلسه رسیدگی به اتهام این شهروند حدود دو ماه پیش در این شعبه برگزار شده بود.

برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه، در اسفندماه سال گذشته در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شده است.

جزئیات بیشتر در خصوص روند رسیدگی به پرونده و سایر اتهامات احتمالی مطرح‌شده علیه وی توسط هرانا در دست بررسی است.

اجرای حکم حبس؛ یوسف منزوی بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد

 

 یوسف منزوی، شهروند ساکن مشهد، پس از حضور در شعبه ۹۹۳ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان بازداشت و جهت اجرای حکم یک سال حبس خود به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد.

 آقای منزوی، روز یکشنبه ۱۲ مهرماه، پس از حضور در شعبه ۹۳۳ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، جهت تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شده است.

یوسف منزوی، در تاریخ ۷ مهرماه، اعلام کرد که با دریافت ابلاغیه‌ای جهت اجرای حکم حبس خود به شعبه مذکور احضار شده است.

وی سال گذشته از بابت اتهامات اهانت به رهبری و تبلیغ علیه نظام توسط دادگاه انقلاب مشهد به تحمل یک سال حبس محکوم شده بود.

یوسف منزوی، دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد فلسفه غرب از دانشگاه فردوسی مشهد و ساکن این شهر است.

۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه

رومینا گلی، شهروند بهائی به حبس و محرومیت اجتماعی محکوم شد

 

رومینا گلی، شهروند بهائی ساکن ساری، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب این شهر به پنج سال و هفت ماه و ۱۶ روز حبس و همچنین به ۱۰ سال محرومیت های اجتماعی محکوم شد.

بر اساس حکمی که توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ساری صادر و به این شهروند ابلاغ شده، خانم گلی از بابت اتهام فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام موضوع ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به هفت ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است.

رومینا گلی در تاریخ ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در ساری بازداشت شده بود. همزمان با بازداشت وی، منزل این شهروند مورد تفتیش قرار گرفت و شماری از وسایل دیجیتال شخصی و کتاب‌های مذهبی مرتبط با آیین بهائی توسط ماموران ضبط شد.

در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه، جلسه بازپرسی خانم گلی در دادسرای ساری برگزار شد. وی سپس چندی بعد با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.

هرانا

خطاب به رئیس‌ جمهورجنایتکار رژیم جمهوری اسلامی: درباره سرکوب، زندان و اعدام مردم ایران پاسخ دهید

 

در سازمان ملل، مسعود پزشکیان گفت: «ما تروریست نیستیم.»

اما مسئله فقط این نیست که یک حکومت خودش را چه می‌نامد.

مسئله این است که با مردم خودش چه می‌کند.

وقتی حکومت از صدای یک زن می‌ترسد،

از مسلمان زادهایی که به مسیحیت تغییر دین داده اند میترسد،

از مراسم عبادی بهاییان می ترسد

از موی یک دختر می‌ترسد،

از اعتراض یک دانشجو می‌ترسد،

از قلم یک روزنامه‌نگار می‌ترسد،

از ترانه یک خواننده می‌ترسد،

از دوربین یک فیلم‌ساز می‌ترسد،

از تجمع مردم می‌ترسد،

و حتی از یک جمله در شبکه‌های اجتماعی می‌ترسد،

دیگر مسئله فقط «امنیت ملی» نیست.

مسئله، حکومتی است که برای حفظ قدرت، آزادی مردم را تهدید می‌بیند.

پس دیگر نمی‌توان همه‌چیز را با چند واژه رسمی مثل «حفظ امنیت»، «اغتشاش»، «اقدام علیه امنیت ملی» یا «مقابله با دشمن» توضیح داد.

وقتی یک حکومت برای ساکت کردن مردمش زندان، شکنجه، سانسور و اعدام به کار می‌گیرد، مسئله فقط سیاست نیست. مسئله ترس است.

ترسی که از بالا تولید می‌شود و به پایین تزریق می‌شود.

ترسی که وارد خانه می‌شود.

وارد دانشگاه می‌شود.

وارد کلیسا می‌شود.

وارد روزنامه می‌شود.

وارد استودیو موسیقی می‌شود.

وارد سینما می‌شود.

و در نهایت، وارد ذهن انسان می‌شود.

مردم یاد می‌گیرند پیش از حرف زدن اطرافشان را نگاه کنند.

پیش از نوشتن یک جمله فکر کنند.

پیش از خواندن یک ترانه حساب کنند.

پیش از شرکت در یک تجمع وصیت کنند.

این یعنی حکومت فقط بدن انسان را کنترل نمی‌کند.

ذهن او را هم محاصره می‌کند.

و شاید خطرناک‌ترین شکل سرکوب همین باشد: زمانی که مردم آن‌ قدر از عواقب حرف زدن می‌ترسند که دیگر حکومت مجبور نیست همه را بازداشت کند. مردم خودشان، پیش از رسیدن مأمور، خودشان را سانسور می‌کنند.

در سپتامبر ۲۰۲۶، دیده‌بان حقوق بشر گزارش کرد که از مارس تا پایان اوت همان سال، دست‌کم ۵۹ مرد با اتهامات سیاسی یا امنیتی مبهم و پس از روندهایی که این سازمان آنها را به‌شدت ناعادلانه توصیف کرده، اعدام شده‌اند. شماری از آنان در ارتباط با اعتراضات بازداشت شده بودند.


پس وقتی مقام‌های جمهوری اسلامی در سازمان ملل درباره قربانی بودن ایران سخن می‌گویند، باید یک سؤال دیگر هم شنیده شود:

قربانیان داخل ایران چه؟

چه کسی درباره مادری حرف می‌زند که نمی‌داند فرزند بازداشت‌شده‌اش کجاست؟

چه کسی درباره نوکیشان مسیحی و بهاییان حرف می زند که به جرم عبادت و اعتقادشان شکنجه میشوند؟

چه کسی درباره جوانی حرف می‌زند که تنها جرمش اعتراض بوده؟

چه کسی درباره زندانی‌ای حرف می‌زند که اعترافش زیر فشار گرفته شده؟

چه کسی درباره نویسنده‌ای حرف می‌زند که جمله‌اش را پاک می‌کند؟

چه کسی درباره خواننده‌ای حرف می‌زند که صدایش را خفه می‌کند؟

چه کسی درباره خانواده‌ای حرف می‌زند که از یک تماس تلفنی نیمه‌شب می‌ترسد؟

و چه کسی درباره مردمی حرف می‌زند که دهه‌هاست مجبور شده‌اند برای حقوقی بجنگند که در یک جامعه آزاد باید بدیهی باشد؟

حق حرف زدن.

حق اعتراض کردن.

حق انتخاب کردن.

حق عبادت کردن.

حق نترسیدن.

ایران فقط ساختمان‌های حکومتی، سپاه، زندان‌ها و تریبون‌های رسمی نیست.

ایران، آن مادری است که منتظر فرزندش مانده.

ایران، آن دختری است که می‌خواهد خودش انتخاب کند چگونه زندگی کند.

ایران، آن جوانی است که می‌خواهد بدون ترس اعتراض کند.

ایران، آن نویسنده‌ای است که می‌خواهد حقیقت را بنویسد.

ایران، آن هنرمندی است که می‌خواهد بدون اجازه حکومت خلق کند.


نویسنده با بیان این که ایران مساوی با حکومت جمهوری اسلامی نیست.

ایران قبل از هر چیز، مردم آن است.

مردمی با تاریخ، فرهنگ، زبان، ایمان، هنر، خانواده‌ها، آرزوها و آینده‌ای که بسیار بزرگ‌تر از هر حکومت و هر دوره سیاسی است.

حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند.
اما ایران و مردم ایران باقی می‌مانند 

این دست نوشته را به پایان می رساند

حسام عطارزاده

۱۴۰۵ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

چهار سناتور آمریکایی خواهان اولویت‌دادن روبیو به «پیگیری آزادی رضا ولی‌زاده» شدند

 

چهار سناتور دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا با انتشار نامه‌ای خطاب به مارکو روبیو، وزیر خارجۀ ایالات متحده، از او خواستند که آزادی رضا ولی‌زاده شهروند ایرانی-آمریکایی و روزنامه‌نگار پیشین رادیو فردا از زندان جمهوری اسلامی را «با اولویت ویژه» پیگیری کند.

برایان شَتز و جکی روزِن سناتورهای دموکرات هاوایی و نوادا، و مارشا بلَک‌برن و دیوید مک‌کورمیک سناتورهای جمهوری‌خواه تنسی و پنسیلوانیا امضاکنندگان این نامه بودند که روز سه‌شنبه ۳۱ شهریورماه، همزمان با دومین سالگرد حبس رضا ولی‌زاده منتشر شد.

این چهار سناتور در این نامه‌ نوشته‌اند: «ما خواهان این هستیم که آزادی و شرایط مناسب رضا ولی‌زاده، از طریق همۀ کانال‌های دیپلماتیک موجود با مقام‌های ایرانی دنبال شود».

رضا ولی‌زاده از دو سال پیش در ایران زندانی است و دورۀ محکومیت ۱۰ سالۀ خود را طی می‌کند. او به جرم «همکاری با کشور متخاصم» محکوم به ۱۰ سال حبس شد. وزارت خارجۀ ایالات متحده، ضمن محکوم کردن بازداشت این روزنامه‌نگار، این اقدام را «اشتباه و ناعادلانه» خوانده است.

رضا ولی‌زاده به مدت ۱۰ سال با رادیو فردا همکاری داشت. به‌گفتۀ این چهار سناتور، شهروندی ایالات متحده و همکاری او با رادیو فردا باعث محکومیتش شده است.

رادیو فردا زیر مجموعۀ رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی است که با بودجۀ مصوب کنگرۀ ایالات متحده و زیر نظر سازمان رسانه‌های جهانی ایالات متحده (USAGM) فعالیت می‌کند. این رسانه اما از نظر روزنامه‌نگاری مستقل است و کنگره یا دولت آمریکا در تصمیم‌گیری‌های سردبیری آن دخالتی ندارند.

به نوشتۀ سناتورهای امضاکنندۀ نامه، سلامت رضا ولی‌زاده در طول بازداشت در زندان اوین تهران، «به‌شکلی قابل توجه» آسیب دیده‌ و مسئولان ایرانی، امکانات درمانی، از جمله داروهای آسم را هم از او دریغ کرده‌اند.

نویسندگان نامه تأکید کرده‌اند که «هر روزی که از دورۀ حبس آقای ولی‌زاده می‌گذرد، جان او بیشتر به خطر می‌افتد».

گذشته از سالگرد بازداشت رضا ولی‌زاده، انتشار این نامه همزمان شده با مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک؛ جایی‌که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده در همین روزِ سه‌شنبه سخنرانی کرد و بخش قابل توجهی از سخنانش را هم به موضوع ایران اختصاص داد.

صدای آمریکا