پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ایران شاهد تغییرات سیاسی و اجتماعی عمدهای بود که تاثیرات آن به سرعت بر اقلیتهای مذهبی، بهویژه جامعه مسیحیان، محسوس شد. قتلهای سیاسی و سرکوب دگراندیشان، که از همان روزهای نخست انقلاب آغاز شد، به سرعت به یکی از ویژگیهای بارز دوران پس از انقلاب تبدیل گردید. تنها هشت روز پس از پیروزی انقلاب، کشیش ارسطو سیاح در دفتر کلیسای اسقفی شیراز به قتل رسید و این تنها آغاز یک رشته خشونتهای دیگر بود. پس از آن، ترور نافرجام اسقف حسن دهقانی تفتی در اصفهان، قتل بهرام دهقانی تفتی در تهران و ربودن و قتل کشیشان هایک هوسپیان و مهدی دیباج و ... به وقوع پیوست. این اقدامات به طور واضح روندی خونین را برای جامعه مسیحیان ایران رقم زد.
در پی این حملات و فشارها، بسیاری از کلیساهای فارسی زبان تعطیل و نوکیشان مسیحی تحت سرکوبهای گستردهای قرار گرفتند. این سیاستهای سرکوبگرانه که در ظاهر برای حفظ امنیت اجتماعی مطرح میشد، در حقیقت هدفی عمیق تر را دنبال میکرد: حذف مسیحیت فارسی زبانان از جامعه ایران. در این چارچوب، نوکیشان مسیحی نه تنها با محدودیتهای اجتماعی و دینی روبه رو شدند، بلکه از نظر قانونی نیز به رسمیت شناخته نشدند و در بسیاری از موارد، این افراد با اتهام «ارتداد» روبه رو شده و در معرض خطراتی چون بازداشت، شکنجه و حتی اعدام قرار گرفتند.
در این میان، اعدام کشیش حسین سودمند یکی از تلخترین رویدادها بود. این کشیش برجسته، که سالها به عنوان یک رهبر روحانی در خدمت جامعه مسیحیان فارسی زبان بود، پس از طرح اتهامهای سنگین علیه او، در سال ۱۳۶۹ در زندان وکیلآباد مشهد به قتل رسید. این اعدام، که به طور ناگهانی و بدون اطلاع خانوادهاش انجام شد، تنها یک نمونه از سرکوب مستمر نوکیشان مسیحی در ایران بود. حسین سودمند نماد یک جامعه در حال محو شدن است؛ جامعهای که به دلیل تغییر دین و باورهای مذهبیاش در معرض تهدیدات جدی قرار دارد.
یاد کشیش سودمند همچنان بهعنوان یک یادآوری تلخ برای جامعه ایرانی و مدافعان آزادی دین و عقیده باقی میماند. این یادبود، هرچند به طور مستقیم به یک فرد خاص مربوط میشود، اما بیانگر مبارزهای است که بسیاری از اقلیتهای دینی در ایران همچنان با آن دست و پنجه نرم میکنند. در این سالگرد، باید از خود بپرسیم که تا کی رژیم جمهوری اسلامی به تبعیض مذهبی و سرکوب اقلیتهای دینی ادامه خواهد داد و آیا روزی فرا خواهد رسید که مسیحیان و دیگر اقلیتهای مذهبی در ایران بتوانند به طور آزادانه و بدون ترس از سرکوب، به باورهای خود پایبند بمانند.
نویسنده با بیان این که یاد و نام حسین سودمند نه تنها یادآور رنج و فشاری است که نوکیشان مسیحی در ایران تحمل کردهاند، بلکه نماد ایستادگی در برابر سرکوبهای مذهبی نیز به شمار میآید. در این سالگرد، باید به او نه تنها بهعنوان یک قربانی نگاه کرد، بلکه باید او را بهعنوان نماد مقاومت در برابر ظلم و نقض آزادیهای دینی شناخت این مقاله را به اتمام میرساند.
حسام عطارزاده









