غلامرضا خسروی سوادجانی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ که در سال ۸۶ با شکایت اداره اطلاعات رفسنجان بازداشت شده بود، در یک روند پیچیده قضایی پس از صدور حکم شش سال حبس تعزیری در دادگاهی دیگر و بر اساس شکایت وزارت دفاع به اتهام محاربه از طریق همکاری موثر با سازمان مجاهدین خلق مجددا محاکمه و به اعدام محکوم شده است.
آقای خسروی میگوید: بنا بر اعتراف قاضی پیرعباسی، محتویات حکم 2 بار اعدام برای وی، بر اساس گزارش وزارت اطلاعات بوده و برای آن اتهامات در این 20 و چند سال حتی یک سوال از وی پرسیده نشده است.
بازنشر گفتگوی این زندانی محکوم به اعدام با خبرنگار”کمپین صلح فعالان در تبعید” به شرح زیر است:
س. با توجه به اینکه اکثر خوانندگان با شما آشنایی دارند، لطفا یک بیوگرافی به زبان خودتان و یک شرح از وضعیت فعلی خودتان در زندان بفرمایید.
غلامرضا خسروی سوادجانی فرزند قلی متولد 24/4/44 آبادان در یک خانواده کارگری، متاهل دارای یک فرزند پسر 16 ساله، آخرین مدرک تحصیلی دیپلم تجربی و هم اینک دانشجوی ترم 7 رشته شیمی محض دانشگاه پیام نور هستم .
شغل: متخصص عملیات جوشکاری و نصب تجهیزات صنعتی با 17 سال سابقه در صنایع مختلف (فولاد، شیمیایی، نفت و گاز، چوب و کاغذ، فراساحلی، پتروشیمی و مس …)
ورود به فعالیت های سیاسی: از سال 57 با اوج گرفتن انقلاب ضد سلطنتی خلق قهرمان ایران و در همان دوران آشنا شدنم با سازمان مجاهدین خلق ایران که این آشنایی بعد از پیروزی انقلاب به یک ارتباط مداوم و پیوسته تبدیل گشت و در نهاد دانش آموزی سازمان مشغول به فعالیت شدم که نهایتا در مردادماه سال 60 به همین دلیل دستگیر شدم، فعالیتم در شهرهای آبادان، نورآباد ممسنی و کازرون بوده است.
در مورد وضعیتم در زندان هم از بدو دستگیری در تاریخ 5/12/86 تا 25/4/90 به مدت 40 ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاهای مختلف بودم، بدون هیچ گونه امکانات رفاهی و انسانی با سالی 2 ملاقات و بدون حق تلفن و هم اینک نیز در بند 350 زندان اوین در کنار دیگر زندانیان سیاسی شریف و آزاده و مقاوم هستم، با همه کمبود ها و کاستی ها و مشکلات و محدودیت هایی که هدفشان از پا در آوردن و شکستن مقاومت زندانیان سیاسی مقاوم می باشد (زهی خیال باطل ) ولیکن همواره با عهد و پیمان خود با خدا و خلق، پایدار و استوار خواهم بود.
(ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا و نصرنا علی القوم الکافرین .)
س . شرح مختصری اتهامات و سوابق زندان در دهه 60 را برای خوانندگان، تشریح کنید
در مردادماه سال 60 به اتهام هواداری فعال از سازمان مجاهدین خلق ایران در حالیکه 16 سال داشتم دستگیر شدم و مورد شکنجه واقع شدم و به ده سال حبس محکوم شدم که 5 سال آن همان زمستان سال 60 کاسته شد و 4 سال آن در زندان سپاه پاسداران کازرون سپری شد و یکسال هم به زندان عادل آباد شیراز تبعید شدم که آن دوران هم توام با زجر و شکنجه و سختی های بسیاری بود و در مرداد سال 65 آزاد شدم.
بعد از آزادی از زندان علیرغم قبولی در کنکور ورودی دانشگاه از ادامه تحصیل محرومم نمودند وشرط ورودم به دانشگاه را قبول همکاری اطلاعاتی با وزارت اطلاعات قرار دادند که هیچ وقت آن را نپذیرفتم.
س- شما در دو حکم جداگانه، ابتدا با شکایت وزارت اطلاعات در رفسنجان به 6 سال حبس و سپس در تهران و با شکایت و دخالت وزارت اطلاعات به دو بار اعدام محکوم شده اید. دلیل حساسیت و وسواس دو ارگان مجزا نسبت به شما و صدور این حکم سنگین، چیست؟