Hesam Attarzadeh

Friday, January 24, 2014

جلوگیری از برگزاری جلسه ی ماهانه "جمع مشورتیِ" کانون نویسندگان ایران


کانون نویسندگان ایران خبر داده است که حکومت با تهدید و ارعاب مانع برگزاری جلسه ی ماهانه ی «جمع مشورتی» این کانون شده است. کانون نویسندگان ایران در بیانیه ای که به این مناسبت منتشر کرده ضمن انتقاد از عوام فریبی های حکومت که با عده ای از هنرمندان جلسه می گذارند و ژست آزادی می گیرند، آما پرسابقه ترین تشکل نویسندگان ایران را سرکوب می کنند، تاکید کرده است که مبارزه ی خود برای آزادی بیان را بدون دلبستن به «قدرتمداران آزادی ستیز» ادامه خواهد داد.
متن بیانیه ی کانون نویسندگان ایران را در زیر می خوانید:



هنوز جوهر گزارش ها و عکس هایی که روزنامه ها از دیدار رسمی رییس قوه ی مجریه با شماری از نویسندگان و هنرمندان چاپ کرده بودند خشک نشده بود، هنوز صداهایی به باور خوش بشارت امیدواری از آن جلسه را می پراکندند که خبر رسید بار دیگر ماموران امنیتی از برگزاری جلسه ی ماهانه ی جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران جلوگیری کرده اند. این جلسه قرار بود سه شنبه ۲۴ دی ماه در منزل یکی از اعضای کانون برگزار شود اما روز یک شنبه ماموران در تماس تلفنی ضمن احضار صاحب خانه به یکی از ادارات وزارت اطلاعات وی را وادار می کنند جلسه را منتفی کند.

کانون نویسندگان ایران از آغاز تاسیس در سال ۱٣۴۷ همواره با فشار و سرکوب حاکمیت وقت مواجه بوده است. در دوره ی سوم فعالیت کانون، یعنی از اواخر دهه ی شصت خورشیدی تاکنون، فشارهای امنیتی بر آن بیشتر و نظام مندتر اعمال شده است. طوری که شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. با اولین تلاش های اعضا برای راه اندازی مجدد کانون دستگاه سرکوب متوجه شد و به حرکت درآمد. ازتوهین ها و پرونده سازی های روزنامه ی کیهان تا تهدیدهای مقامات امنیتی – اطلاعاتی برای جلوگیری از برگزاری جلسات جمع مشورتی، از تحت فشار گذاشتن امضاکنندگان متن ۱٣۴ نویسنده برای بازپس گیری امضاهاشان تا اقدام برای به دره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان، از ربودن یکی از نویسندگان تا احضار فعالان کانون به دادگاه برای بازداشتن آنها از تدارک برگزاری مجمع عمومی، از نقطه ی اوج قتل های سیاسی زنجیره ای، یعنی کشتن محمد مختاری و جعفر پوینده تا... همه و همه مقدمه ی خونبار آغاز رسمی دوره ی سوم فعالیت کانون بود. پس از تنفس نسبی در سال های ۱٣۷٨ تا ۱٣٨۱ که کانون، البته با مشکلات فراوان، توانست سه دوره مجمع عمومی خود را حضوری و علنی برگزار کند، باز روال آشکار و پنهان فشارهای امنیتی شدت گرفت. درست روز مجمع عمومی سال ۱٣٨۱ از برگزاری آن جلوگیری کردند و کمی بعد تشکیل جلسه ی ماهانه ی جمع مشورتی را در فضای عمومی (پکا) ممنوع کردند. کانون برای برگزاری جلساتش به محل های عمومی نظیر کافه و رستوران روی آورد اما صاحبان این مکان ها با تهدید ماموران به ناچار درها را به روی کانون بستند. خانه های اعضای کانون تنها محل باقی مانده برای ادامه ی فعالیت های کانون بود. با این فرض که خانه مکانی خصوصی است و لابد از هجوم و تهدید باید مصون باشد. اما همین جاها نیز هنگام برگزاری مجمع عمومی بارها به محاصره ی ماموران امنیتی درآمد. کانون پس از چند بار ممنوعیت و محاصره و تهدید و احضار ناچار تن به انتخابات مکاتبه ای داد و هیئت دبیران خود را برگزید. از آغاز فعالیت هیئت دبیران اعضا و حتی منشی آن مکرر به مراکز امنیتی احضار شدند. بعضی به زندان گرفتار آمدند و برای برخی پرونده ساخته شد. بارها از نشست های ادبی، از بزرگ داشت ها، از برگزاری مراسم و مناسبت ها، از... جلوگیری کردند. آخر کجای دنیا دیده یا شنیده شده که گروهی نویسنده را با نامه ی رسمی تهدید کنند که چنانچه در خانه یا محل کار خود جلسه ای بگذارید، آنجا را پلمپ می کنیم؟ 
در این سال ها، حاکمیت برای تعطیل و بی اثر کردن کانون در کنار سرکوب و اعمال فشار بر فعالان این تشکل نویسندگان آزادی خواه، کوشید تا با ساختن تشکل های موازی، چهره سازی و به صحنه کشاندن برخی نویسندگان به هدف خود برسد، نویسندگانی که با پراکندن توهم نسبت به حاکمیت (که گویا فضای سیاسی را باز کرده است!) و، بدتر از آن، با تلاش برای از میان برداشتن مرز میان سرکوب گر و آزادی خواه در واقع نقش دلال مظلمه را ایفا کرده اند. اما جامعه ی تشنه ی آزادی بیان تشکل های خود را می سازد و آنها را که وجود دارند عزیز می دارد. این است رمز بر باد شدن تشکل ها و چهره های بدلی.
با این همه، اگر جلسه ی دیدار رسمی تعدادی نویسنده و هنرمند با رییس قوه ی مجریه نبود، شاید آنچه فهرست وار گفتیم باز ناگفته می ماند زیرا که در این سرزمین هر کس به فراخور حال خود از این ستم ها بسیار در خاطر دارد. اما هم زمانیِ ممنوعیت تشکیل جلسه ی جمع مشورتی کانون با برگزاری جلسه ی رییس دولت و شماری نویسنده و هنرمند و به ویژه آنچه در آن مجلس گفته شد، این پرسش را پیش کشید که چه رابطه ای میان آن آواز سر دادن ها پیرامون آزادی و هنر، زیرزمینی شدن اندیشه، آن ابراز خرسندیها و امیدواری ها با این تهدید و سرکوب وجود دارد؟ چنین دم خروسی را چه طور می شود با قسم حضرت عباس نادیده گرفت؟ مگر می شود از آزادی هنر سخن گفت و در همان حال فعالیت تشکلی چون کانون نویسندگان ایران را که نزدیک به نیم قرن است پرچم آزادی بیان را برافراشته و آزادی را ضرورت ادبیات و هنر خلاق و پیشرو می داند، ممنوع داشت؟ در دنیای سرراست، در دنیای شفاف آزادی، نه! نمی شود. اما در جهان تیره ی تحمیق و سانسور و یارگیری جناحی و مشروعیت طلبی، این دوگانه دو روی یک سکه اند. از یک سو سخن وری در باره ی الزامی بودن آزادی برای هنر و ادبیات و از سوی دیگر سرکوب مستقل ترین، باسابقه ترین و آزادی خواه ترین تشکل نویسندگان ایران! و فقط هم این نیست. اگر نگاه خود را از زرق و برق مجالس دولتی و لبخندها و مجامله پیرامون آزادی و هنر برگیریم و به دنیای واقعی نظر بیندازیم در آن هیچ تشکل مستقلی که آزادانه فعالیت کند، نمی بینیم. همه تارانده شده اند و موسسان و فعالانش یا در زندانند یا ناچار به سکوت شده اند؛ دستگاه سانسور همچنان فعالانه به کار خود مشغول است و آزادی بیان هنوز گوهری نایاب.
مشکل اساسی نویسندگان و هنرمندان این سرزمین تعریف آزادی نیست بلکه نبودن آن است. ممکن است هر کس برای کسب این آزادی یا هر منفعت دیگری به راهی بیندیشد؛ از جمله همراهی با صاحبان قدرت. این را می شود حق شخصی او دانست، چنانکه نقد رفتار او را از جانب دیگران. اما کانون نویسندگان ایران دسترسی ادبیات و هنر به آزادی را، حتی امید آن را، از راه قدرتمداران آزادی ستیز ممکن نمی داند و صورت مسئله را با راه حل آن یکسان نمی پندارد. نزدیک به نیم قرن تجربه ی انواع دولت ها و حکومت ها این دیدگاه را تایید می کند. هر که ناموخت از گذشت روزگار / هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.

کانون نویسندگان ایران
یکم بهمن ۱٣۹۲

منبع: اخبار روز

Tuesday, January 21, 2014

محکومیت یک شهروند بهایی به ۵ سال زندان


 طلوع گلکار شهروند بهایی ساکن تهران به اتهام ارتباط با دانشگاه مجازی بهاییان به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یک شهروند بهایی ساکن تهران به نام «طلوع گلکار» که پیش از این در هجوم نیروهای امنیتی در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ به دانشگاه مجازی بهاییان ایران دستگیر و به قید وثیقه آزاد شده بود، به حکم دادگاه انقلاب تهران به اتهام ارتباط با دانشگاه مجازی بهاییان به پنج سال حبس تعزیری محکوم گردید.
حکم مزبور در ۲۴ دی ماه به وکیل نامبرده، ابلاغ و جهت اعتراض و ارائه به دادگاه تجدید نظر ۲۰ روز مهلت داده شده است.
یادآوری می‌شود در حال حاضر بیش از ده نفر از شهروندان بهایی به دلیل ارتباط با دانشگاه مجازی بهاییان در حال گذراندن دوره محکومیت در زندان‌های رجایی شهر و بند زنان اوین می‌باشند.

بازداشت شماری ازجوانان فلاحیه وجراحی

در پی بازداشت شرکت کنندگان در مراسم تشیع یک شاعر عرب، نیروهای امنیتی به منازل افرادی که در مراسم شرکت کرده بودند حمله کرده و تعدادی از شرکت کنندگان را بازداشت کردند.
 بعد از ظهر روز یکشنبه ۲۹ دی ماه نیروهای امنیتی در شهرهای شادگان وجراحی به منازل جوانانی که درمراسم تشیع پیکر یک شاعر اهوازی شرکت کرده بودند، حمله کرده وشماری ازآن‌ها را بازداشت کردند.
بنا به این گزارش شماری از جوانان عرب شهرهای شادگان وجراحی به دلیل مشارکت در مراسم تشیع پیکر فاضل سکرانی شاعر مشهور اهوازی وسردادن شعارهایی درقدردانی از این شاعر حامی هویت عربی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده وبه مکانی نامعلوم انتقال داده شدند.
 نام ۴ تن از بازداشت شدگان به شرح زیر است:
۱- رئوف عساکره از اهالی شهر فلاحیه
۲- خلیل فرزند إبراهیم کعبی از اهالی فلاحیه
۳- صادق آل ناصر از اهالی جراحی
۴- مجید آل ناصر از اهالی جراحی
گفتنی است در این روز دست‌کم ۴۵ شهروند عرب اهوازی دیگر در هنگام بازگشت از مراسم بازداشت شدند که پیش‌تر خبر آن در این خبرگزاری اعلام شده است.
گفته می‌شود بازداشت شدگان به بازداشت‌گاه «عملیات کارون» منتقل شده‌اند.
منبع: هرانا

سیاوش بهمن به دادگاه انقلاب احضار شد


سیاوش بهمن (حسام الدین بهمن آبادی)، فعال حقوق بشر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران جهت رسیدگی به اتهامات فراخوانده شد.
 این فعال حقوق بشر پیشتر در جریان بازداشت های ۱۱ اسفند ماه از سوی اطلاعات سپاه تحت تعقیب قرار گرفته بود، اما به دلیل عدم حضور ایشان در منزل ماموران موفق به بازداشت وی نشدند.
در نزدیک شدن به چهارمین سالگرد بازداشت های فراقانونی اطلاعات سپاه در ۱۱ اسفند ماه ، احضار این فعال حقوق بشر به دادگاه تلاش مستمری است که در طی سالیان ادامه داشته است.
هم اکنون آقایان مهدی خدایی، نصور نقی پور، ایقان شهیدی، نوید خانجانی، ابوالفضل عابدینی نصر و محمد حسن یوسف پورسیفی به دلیل عضویت و یا همکاری با این تشکل در زندان بسر می برند.
در جریان بازداشت اعضا و همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نزدیک به ۴۵ تن از سوی اطلاعات سپاه تاکنون بازداشت و محاکمه شدند و برخی از آنها با احکام تعلیقی از کار و فعالیت اجتماعی محروم شدند.
Ehzariyeh(siavash)
منبع: هرانا

گزارش تصویری- شبنم مددزاده از زندان آزاد شد

دانشجوی زندانی شبنم مددزاده، روز سه شنبه ۱بهمن ماه، بعد از پنچ سال زندان بدون مرخصی، آزاد شد. برادرش فرزاد مددزاده همچنان در زندان بسر می‌برد. 
 شبنم مددزاده نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم کرج است که از تاریخ یکم اسفند ماه ۱۳۸۷به همراه برادرش فرزاد مددزاده توسط نیروهای امنیتی بازداشت و هرکدام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند، ساعتی پیش از بند زنان زندان اوین آزاد شد.
 
  
 
 
شبنم مدد‌زاده در کنار هم بندی‌های سابق (به ترتیب از راست به چپ: عاطفه نبوی، المیرا واضحان، شبنم مددزاده، ژیلا بنی یعقوب، مهدیه گلرو)... ساعاتی پس از آزادی شبنم
 
 
 

Monday, January 20, 2014

کشته شدن یک شهروند بلوچ در پی شلیک نیروی انتظامی


 در پی آتش گشودن گارد ساحلی نیروی انتظامی به سوی چهار جوان بلوچ، سه تن از ایشان زخمی و یک تن نیز درگذشت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۸ دی ماه سال جاری گارد ساحلی نیروی انتظامی در منطقه رمیدان (مشهور به هور) در نزدیگی چابهار بسوی چهار شهروند آتش گشود که یک نفر از ایشان به علت شدت جراحات وارده کشته شد.
فرد کشته شده خالد گرگیج فرزند عبدالله نام داشت و به گفته نزدیکانش مامورین نیروی انتظامی به ظن قاچاق گازوئیل بروی وی آتش گشودند.
در روستای رمیدان قبرستانی وجود دارد که فقط کسانی در آن دفن می‌شوند که اطراف مرز در اثر شلیک ماموران انتظامی و مرزبانی کشته شده‌اند.
شایان ذکر است مردم منطقه هور، بریس، و پسابندر بخاطر مجاورت آن‌ها با مرز و نزدیکی به شهر جیونی پاکستان همواره در مسیر‌های مرزی تردد می‌کنند و عمده شغل مردم منطقه کار حمل گازوئیل است که بسیاری از آن‌ها مورد اصابت گلوله قرار گرفته و سالیانه تعدادی از آن‌ها کشته می‌شوند.
منبع: هرانا

محمدرضا پورشجری به اعتصاب درمان دست زد


محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی در اعتراض به رفتار مسئولین دست به اعتصاب درمان زد.
می‌ترا پورشجری دختر این زندانی سیاسی به گزارشگر هرانا گفت: «پدر از روز چهارشنبه (۲۵ دی ماه) دست به اعتصاب درمان زده است. روز چهارشنبه خواستند وی را برای ششمین بار به بیمارستان ببرند و او از رفتن امتناع می‌کند و طی گزارشی که برای مسئولین می‌نویسد اعلام می‌کند که شما هر ۵ بار گذشته روز چهارشنبه من را به بیمارستان اعزام کردید. در حالی که در این روز پزشک متخصص در بیمارستان حضور ندارد و پذیرش بیمارستان دستور بستری شدن من در بیمارستان را می‌دهد و هربار هم مسئولین اعزام با بستری شدن من مخالفت می‌کنند. و نتیجه بازگشت پدرم به بیمارستان و نگهداری وی برای دو روز در قرنطینه زندان می‌شود. قرنطینه زندان هم جای بسیار آلوده‌ای است و برای سلامتی پدرم بسیار خطرناک است. کما اینکه هربار در هنگام اعزام به پدرم دست بند و پابند می‌زنند و موجب می‌شوند دست‌ها و پاهای وی زخمی شود و به علت قند بالای خون این زخم‌ها خوب نیز نمی‌شوند.»
وی در ادامه گفت: «هیچ‌گاه در روزی که پزشک متخصص حضور دارد پدرم را به بیمارستان اعزام نکردند و انگار فقط هدفشان از اعزام پدرم اذیت وی می‌باشد.»
محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) دوبار دچار حمله قلبی شده است و از بیماری‌هایی همچون دیسک کمر، قند بالای خون و پروستات نیز رنج می‌برد؛ وی مدت‌ها از امکانات درمانی در زندان مزبور محروم بوده و از شرایط جسمی بدی برخوردار است.
محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید.
وی هم اکنون در سالن ۷ زندان ندامتگاه مرکزی کرج نگهداری می‌شود.
منبع: هرانا

بازداشت دست‌کم ۴۵ نفر در اهوازبازداشت دست‌کم ۴۵ نفر در اهواز


بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۹ دی ماه سال جاری بعد از حضور و تجمع و جوانان عرب اهوازی در مراسم بزرگداشت یک شاعر اهوازی بنام «ملا فاضل سکرانی» نیروهای انتظامی و یگان ویژه أقدام به دستگیری ده‌ها نفر از شهروندان عرب در مسیر اهواز- فلاحیه (شادگان) کردند.
به گفته منابع محلی بعد از اتمام مراسم، سه مینی بوس که در حال بازگشت به شهر اهواز و حامل ده‌ها نفر بودند در جاده اهواز- فلاحیه (شادگان) در ساعت ۶ بعد از ظهر توسط نیروهای امنیتی متوقف و همه مسافران این مینی بوس‌ها دستگیر و به بازداشت‌گاه عملیات کارون اهواز منتقل شدند.

شمیم اتحادی به سه سال حبس قطعی محکوم شد


دادگاه تجدیدنظر شمیم اتحادی شهروند بهایی را به ۳ سال حبس تعزیری، دوسال ممنوعیت خروج از کشور و ۴۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرد.
 این شهروند بهایی که در دادگاه بدوی انقلاب و کیفری با اتهامات: تبلیغ علیه نظام، عضویت در تشکیلات بهایی، توهین به مامور، نشر اکاذیب و نگهداشتن تجهیزات ماهواره‌ای به هفت سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، در دادگاه تجدید نظر به ۳ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، دوسال ممنوعیت خروج از کشور و ۴۰ میلیون ریال جریمه نقدی نامبرده تایید شده است.
یادآوری می‌شود شمیم اتحادی از ۲۶ اسفند ماه سال ۱۳۹۱ به دلیل «ارسال فیلم ۴ دقیقه‌ای از تخریب گورستان بهایی یزد به شبکه ماهواره‌ای من و تو» در بازداشت می‌باشد.
منبع:هرانا

عفو بین‌الملل خواستار آزادی مریم شفیع پور شد

سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای خواستار آزادی مریم شفیع پور، دانشجوی زندانی، شد.
در این بیانیه آمده است که مریم شفیع پور بیش از ۵ است که در زندان به سر می برد. وی بیش از دو ماه را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ بدون دسترسی به وکیل در حبس بوده و سپس به بند عمومی منتقل شده است. وی یکی از اعضای کمیته زنان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) بود.
در این بیانیه اشاره شده است که جاسه دوم دادگاه وی به دلیل غیبت قاضی لغو شده است.عفو بین الملل همچنین به گزارش ها در مورد بیهوش شدن مریم شفیع پور در زندان و انتقال وی به بهداری زندان اوین اشاره کرده است.عفو بین الملل از مخاطبین خود خواسته است تا با نامه نگاری به مسولین جمهوری اسلامی خواستار آزادی مریم شفیع پور شوند. در این بیانیه همچنین از حکومت ایران خواسته شده است تا اجازه ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل به مریم شفیع پور داده شود.
منبع: دانشجو نیوز

Sunday, January 19, 2014

کشتار کولبران در کردستان ادامه دارد


دو کولبر در سردشت در حمله نیروهای امنیتی و انتظامی ایران کشته و ٣ تن دیگر نیز زخمی شدند. در شهر مریوان نیز یک شهروند کرد در تیراندازی نیروهای انتظامی به شدت زخمی شده است.
کولبرها کسانی هستند که با حمل کالا از دو سوی مرزها در شرایطی دشوار و خطرناک، زندگی خود و خانواده شان را تامین می کنند.

به گزارش خبرگزاری فرات، شب پنج شنبه ۲۶ دیماه، نیروهای انتظامی رژیم ایران که در پایگاهی در ناحیه بیتوش از توابع سردشت مستقر هستند، به سمت گروهی از کولبران تیراندازی کرده و ۲ تن از آنان را کشته و ٣ کولبر دیگر را به شدت زخمی کرده اند.
بر اساس این گزارش، این سه کاسبکار کرد از سوی اهالی منطقه به بیمارستان شهر قلادزی واقع در کردستان عراق منتقل شده اند.
روز پنجشنبه در شهر مریوان نیز نیروهای انتظامی ایران به سمت خودروی یک شهروند کرد تیراندازی و جوانی ۲۰ ساله را به شدت زخمی کرده اند.
منابع خبری گزارش داده اند نیروهای انتظامی در شهر مریوان یک خودرو سواری پژو را به بهانه حمل کالای غیر قانونی تحت تعقیب قرار داده و با تیراندازی به سمت آن، راننده این خودرو به نام آریان را به شدت زخمی کرده اند. 
شاهدان این واقعه گفته اند این در حالی است که آریان هیچگونه کالای قاچاقی به همراه نداشته و تنها بدلیل ترس از ماموران پا به فرار گذاشته بود.
سالانه دهها کاسبکار و کولبر کرد در شرق کردستان توسط نیروهای رژیم ایران کشته و زخمی می شوند. نهادهای بین المللی حقوق بشری ضمن محکوم کردن ایران، بارها از این رژیم خواسته اند که کشتار کولبران و کاسبکاران کرد را متوقف کند.
مجمع عمومی سازمان ملل در آخرین گزارش خود در ماه اکتبر سال گذشته با اعلام آنکه نیروهای ایرانی بدون هیچگونه اخطار قبلی به سمت کولبران تیراندازی می کنند، کشتار و سرکوب کولبران را نقض قوانین داخلی ایران و قوانین بین المللی خواند.
عاملین این جنایات هیچگاه توسط حکومت ایران تحت تعقیب قرار نمی گیرند و حکومت اسلامی عملا دست نیروهای مسلح خود را برای کشتار کولبران باز گذاشته است.

منبع: اخبار روز

احمد زیدآبادی به زندان بازگشت

ahmad
احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و فعال سیاسی، صبح امروز به زندان بازگشت.
زیدآبادی، دبیر کل سازمان ادوار تحکیم وحدت، در حدود ۴ ماه پیش همراه با آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی،  به مرخصی آمده بود.
احمد زیدآبادی طی بازداشت های گسترده  یک روز پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۸۸ بازداشت شد و پس از ماه‌ها تحمل حبس انفرادی و فشارهای شدید بازجویی، از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان، پنج سال تبعید به شهرستان گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی محکوم شد.
زیدآبادی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ و در طی دوران حبس، برنده‌ی «قلم طلایی موسسه بین‌المللی مطبوعات» و «جایزه جهانی آزادی مطبوعات» سازمان یونسکو شد.
طی روزهای گذشته حشمت الله طبرزدی یکی دیگر از زندانیان سیاسی که در مرخصی بود، بازداشت و مجددا روانه حبس شد.
 منبع: دانشجو نیوز

Saturday, January 18, 2014

نوکیشان مسیحی نوعی تهدید برای امنیت ملی ! (گزارش)

.جمهوری اسلامی با استفاده از ابزار تبلیغاتی و تریبون روحانیون افراطی همواره در تلاش است این امر را به جامعه ایران تزریق کند که کلیسای بشارتی و خانگی شکلی انحرافی از مسیحیت می‌باشد.


-  تلویزیون رها در برنامه تحلیلی بخش نگاه سیاسی روز بمناسبت فرا رسیدن سال نو مسیحی نگاهی داشت به وضعیت اقلیت های دینی بویژه نوکیشان مسیحی در ایران
نگاه دینی در بحث حاکمیتی ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به گونه‌ای که مذاهبی غیر از اسلام شیعی در نظام جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و اقلیت‌های مذهبی در ایران از جایگاه اجتماعی و سیاسی برخوردار نیستند.
حاکمان فعلی ایران بر خلاف شعارهای داده شده این اصل مهم را فراموش کرده‌اند که هر ایرانی سهامدار مساوی شرکت ملی ایران است و تمامی افراد با هر مسلک و دینی در این شرکت اجازه زندگی و آزادی اعمال دینی خود را دارد.
- ویدیوی این گزارش را می توانید در اینجا ببینید
با آغاز سال نو مسیحی شدت برخورد با مسیحیان در ایران با شدت و حدت بیشتری از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی دنبال می‌شود و در حالی موج بازداشت و دستگیری نوکیشان مسیحی در ایام کریسمس در ایران گزارش می‌شود که سازمان بین‌المللی «درهای باز» در گزارش سالانه خود در سال 2013 ، جمهوری اسلامی را از نظر آزار و اذیت مسیحیان در میان ده کشور اول این لیست قرار داده است .
در این باره در طی سالیان گذشته کلیساهای رسمی زیادی ازجمله کلیسای جماعت ربانی مرکز، کلیسای جماعت ربانی اهواز و کلیسای جنت‌آباد تحت فشارهای نیروهای امنیتی تعطیل گردید و نبود اجازه ورود نوکیشان مسیحی به کلیسا‌ها و عدم اجازه انتشار انجیل به فارسی و اجازه برگزاری مراسم مذهبی، درحقیقت رشد کلیساهای خانگی در ایران را سبب شده است که معمولن در صورت اطلاع ماموران وزارت اطلاعات از هم پاشیده و برگزارکنندگان دستگیر می‌شوند.
جمهوری اسلامی با استفاده از ابزار تبلیغاتی و تریبون روحانیون افراطی و صرف بودجه‌های هنگفت تلاش می‌کند این امر را به جامعه ایران تزریق کند که کلیسای بشارتی و خانگی شکلی انحرافی از مسیحیت می‌باشد و نوکیشان مسیحی را یک نوع تهدید برای امنیت ملی قلمداد کرده و اغلب مسیحیان بویژه فارسی زبانان را بدلیل جرائم امنیتی بر ضد دولت مورد پیگرد قرار داده و یا احضار و بازداشت می کنند.
این در حالی است که بر طبق قانون اساسی‌ ایران مسیحیان به عنوان اقلیتی بزرگ از امتیازاتی از قبیل پیروی از آئین‌ها و سنت‌های خود برخوردار هستند ولی‌ مثل بسیاری از قوانین دیگر در ایران ، این حقوق فقط یک روی سکّه برای سرپوش گذاشتن بر تبعیض‌ها و فشارها است و واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد.
در خاتمه باید گفت آزادی دین و عقیده جزو آزادی‌های فطری انسان‌ها محسوب می‌شود و با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهوری ایران، وعده‌های انتخاباتی وی، این امید را به اقلیت‌های مذهبی و قومی باز گرداند که حقوق شهروندی ایرانیان غیر مسلمان رعایت گردد که متاسفانه وعده های رییس دولت یازدهم در این رابطه هنوز جامه عمل پوشانده نشده است
منبع: محبت نیوز

محکومیت قطعی علی خیرجو به حبس تعزیری


 علی خیرجو از سوی دادگاه تجدید نظر استان اردبیل به شش ماه حبس محکوم شد.
 علی خیرجو که در جریان اعتراضات به خشک شدن دریاچه ارومیه بازداشت شده بود از سوی دادگاه تجدید نظر استان اردبیل به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.علی خیرجو پیشتر از سوی دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری که دو سال آن تبعید به زندان مرکزی کرمانشاه بود؛ محکوم شد.
نامبرده در شهریور ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت شد، دادگاه تجدید نظر استان اردبیل حکم تبعید وی را نیز ملغی نموده است.
منبع:هرانا

ممانعت از ملاقات فرزندان یک زندانی بهایی در مشهد


 منوچهر خلوصی از ملاقات با دو دخترش که از سوی دادگاه به حبس محکوم شدند، محروم شده است.
 پس از گذشت قریب به ۵۰ روز از بازداشت منوچهر خلوصی شهروند بهایی در مشهد، روز پنجشنبه ۲۶ دی ماه این شهروند بهایی با همسر، پدر و مادرش ملاقات کرد. این ملاقات که حدود ۳۰ دقیقه با حضور ماموران امنیتی صورت گرفت به دلیل نامشخص از ملاقات دو فرزند وی با پدرشان جلوگیری به عمل آمد. 
قابل ذکر است نیکا و نوا خلوصی دو فرزند منوچهر خلوصی هستند که طبق حکم دادگاه بدوی هر کدام به ترتیب به ۶ سال و ۴ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده‌اند که تا اعلام رای دادگاه تجدید نظر به قید وثیقه آزاد می‌باشند.
یاداوری می‌شود منوچهر خلوصی، طبق بندهای ۴۹۹ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی متهم به تبلیغ علیه نظام تحت تبلیغ بهاییت و عضویت در تشکیلات مذهبی بهایی می‌باشد.
منبع: هرانا