Monday, January 6, 2014

نامه مجید دری در اعتراض به قانون شکنی قوه قضائیه: هرگز در زندان احساس پشیمانی نکردم

MAJIDDORRIAHWAZ
مجید دری، دانشجوی دربند، در نامه ای سرگشاده نسبت به قانون شکنی های قوه قضائیه اعتراض کرده است.
دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه ضمن انتقاد از بندهای مختلف قانون جدید مجازات اسلامی، می افزاید: در تمامی سالهایی که در زندان گذراندم هیچگاه احساس پشیمانی نکردم. هیچ زمانی حتی به ذهنم خطور نکرد که اشتباه کردم، که ای کاش چنین نمی کردم. نادم نبودم از کرده هایم که مگر دفاع از حق تحصیل گناه بود؟! اصلا چرا عده ای به دلیل باورهای مذهبی یا عقاید مذهبی یا عملکرد سیاسی یا عقاید متفاوتشان با عده ای دیگر باید از حق مسلم تحصیل محروم شوند؟!
وی در ادامه می گوید: و یا مگر می شود تقلب در انتخابات ۸۸ و اعتراض همگانی به آنرا اشتباه دانست؟! گذر زمان شاید از شدت امری بکاهد اما از اصلش چیزی کم نخواهد کرد که هنوز برایم تازه است که هنوز خود ار در کنار مردم سبزی می بینم که تهدید و ارغاب نتوانست آرامشان کند و هنوز بر رایشان ثابت قدمند و پس از سالها در هر کوچکترین زمانی فریاد می زنند کسانی را که پیشاپششان ایستادند و نساختند و نباختند با قدرت: موسوی، کروبی، رهنورد در هر جا آزادیشان را مطالبه می کنند و یاد و نامشان را زنده می کنند که زنده اند در دل ها و ذهن های ها.
در بخش دیگری از نامه مجید دری خطاب به قوه قضائیه آمده است: یکروز مشخص شود تا کسانیکه موتفق شکست حصر موسوی و کروبی و رهنوردند به صورت مسالمت آمیز و بدون خشونت به خیابان بیایند و تجمع سکوت دیگری در حمایت از ایشان برگزار گردد. سالهاست از ۸۸ می گذرد و بیش از هزار روز از حصر سران سبز. پس باید به فراموشی سپرده شده باشند دیگر. این را هم شما می گویید و هم بعضی از دوستان ما.
گفتنی است مجید دری در ١٨ تیرماه سال ۱۳۸۸ در شهر قزوین بازداشت شد.
عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در آذر ماه سال ۸۸، از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به دلیل اتهاماتی چون محاربه، اقدام علیه امنیت ملی و بر هم زدن نظم عمومی به یازده سال زندان همراه با تبعید محکوم شد. در دادگاه تجدید نظر این حکم به به ۶.۵ سال زندان در تبعید کاهش یافت. یکی از منابع دانشجویی اخیرا به دانشجونیوز اطلاع داده که حکم مجید دری به ۵ سال حبس کاهش یافته است.

متن کامل نامه مجید دری که در اختیار دانشجونیوز قرار گرفته در ادامه آمده است:

بهتر است تحلیل و تفسیر یک قانون بر عهده اهلش قرار گیرد و در اختیار افکار عمومی نهاده شود اما هنگامیکه با سکوت مفسران، وکلا و حامیان دفاع از حقوق افراد روبرو می شوی چاره ای نمی ماند که دست به قلم ببری و گله کنی از اینان و البته رسانه ها و مطبوعات که چرا نسبت به چنین مهمی سکوت پیشه گرفته اند و هیچ نمی گویند.


راجع به قانون جدید مجازات اسلامی که تهیه و مدتی است جهت اجرا ابلاغ گردیده حرف می زنم با اینکه تفکر قانون گذاران و مجریانش یکی است و انگار هر چه ایشان را به تنگنا می اندازد و حقوقی را برای دیگران ملحوظ می کند با تصویب قانونی به نفع مجریان مصادره می گردد و علنا گفته می شود که هر چه خواستید برای مجلس بفرستید، مجلس آنرا تصویب خواهد کرد و تنها راه مقابله با جرم را شدت بیشتر و اجرای قوانین سختگیرانه تر می دانند هر روز بدتر و بدتر می شود با این حال در کلیت چیزهایی هست که تا تبصره و متممی نخورده می تواند استفاده گردد و عدم اجرایش دست کم به عنوان نقص قانون تلقی گردد.
یکی از اینها استفاده از قانون “آزادی مشروط” است. من بیشتر حبس ان ار گذرانده ام و نیازی به استفاده از آن ندارم. تقاضا هم نکرده ام اما هستند بسیاری که به وسیله این قانون بدون هیچ پس و پیش شرطی باید آزاد شوند. اگر غیر از این شود نقص قانون است و مجریان متخلفش باید تحت پیگرد قرار گیرند. نه! منظورم این نیست که این امر رخ می دهد اما وقتی می توان به آن استناد کرد پس چرا نکنیم؟! آزادی مشروط به تمامی زندانیان اعم از سیاسی و عادی تعلق می گیرد و تنها مشروط به اینکه یک سوم از حکم ۱۰ سال و کمتر ار آن را کشیده باشد قبل از این یک دوم بود اما به تازگی به یک سوم تقلیل پیدا کرده. چگونه؟!
اینکه اگر کسی محکوم به تحمل ۹ سال حبس باشد با گذرندان یک سوم از حکمش یعنی ۳ سال بی قید و شرط و بنا به قانون باید آزاد گردد. این یک امتیاز تلقی نشده که بتوانند دست کاریش کنند و جالب اینکه گفته شده یک سوم از حکم را گذرانده باشد و قبلا از این قانون استفاده نکرده باشد یعنی اگر قبلا از آزادی مشروط استفاده نکرده کفایت می کند و برای استفاده از آن و این امر باید روندی پیدا کند که به خودی خود اجرا گردد یعنی هیچ نیازی به تقاضای متهم، خانواده و یا حتی وکیلش نمی باشد و بر اساس روند قانونی باید همینکه این مدت طی شد زندانی آزاد گردد جالب است، نه؟!
حال شما تصور کنید چه تعداد زندانی هم اکنون به صورت غیر قانونی در زندان اند و باید آزاد شوند. حال به جای اینکه به دنبال مناسبت باشیم که مگر عفو گردند یا نگردند به دنبال حق استفاده از این قانون باشیم بدون هیچ منتی و مجریانش را تحت فشار بگذاریم که چرا از مر قانون تخطی کرده و نسبت به اجرایش کوتاهی می کنند. این وظیفه بی گمان بر شانه رسانه هاست که با مصاحبه با وکلای معتبر و تهیه گزارش و خبر نسبت به شفاف سازی این قانون اقدام نموده و این پرسش را مطرح سازند که چرا اجرا نمی گردد تا مجریان قانون خود ار در برابر افکار عمومی ببینند و نسبت به اجرایش اقدام کنند. آیا رسانه رسالتی بهتر از این می تواند بر دوش داشته باشد که موجب آزادی بی قید و شرط کسانی از زندان گردد؟!
و اما قانونی دیگر: مرخصی پایان حبس. یعنی شما می توانید یک دهم از مدت محکومیت خود ار تا ۶ ماه در میخصی بگذرانید. یعنی محکومیت ۵ سال(۶۰ ماه) تا ۶ ماهش را حق استفاده از مرخصی پایان حبس داری. بدون منت و تنها بر اساس قانونین موجود یعنی من که چهار سال ونیم از ۵ سال محکومیتم را پشت سر گذرانده ام باید طی فرایند قانونی به مرخصی پایان حبس فرستاده شوم جالب است نه؟!
و حال در اینجا از مسولین قضایی می پرسم که چرا نسبت به اجرای این قوانین تعلل می ورزند؟! مگر رئیس قوه قضاییه بارها و بارها بر اجرای مر قانون تاکید نورزید، پس چرا اینجا که حقوقی را مرتب می کند سکوت کرده و دستور اجرایش را نمی دهد؟! مگر آزادی زندانیان فارغ از هر جرمی- که شما باید مستقل عمل کنید و بدون دیدگاه به افراد بنگرید- وظیفه ای نیست که بر شانه های شما سنگینی می کند؟! از این پس حق الناس می شود و اگر در این زمان اتفاقی برای شخص و یا خانواده اش بیفتد فردا روز شما باید پاسخگو باشید. مگر شما ادعا نکردید فرزند مسئول بلند پایه کشور را به زندان برده و حکمش را اجرا کردید، حال آنسان که در قبض و زندان مصر بودید اکنون در بسط آزادی حرکت کنید. مطابق مر قانون.
در تمامی سالهایی که در زندان گذراندم هیچگاه احساس پشیمانی نکردم. هیچ زمانی حتی به ذهنم خطور نکرد که اشتباه کردم، که ای کاش چنین نمی کردم. نادم نبودم از کرده هایم که مگر دفاع از حق تحصیل گناه بود؟! اصلا چرا عده ای به دلیل باورهای مذهبی یا عقاید مذهبی یا عملکرد سیاسی یا عقاید متفاوتشان با عده ای دیگر باید از حق مسلم تحصیل محروم شوند؟! و یا مگر می شود تقلب در انتخابات ۸۸ و اعتراض همگانی به آنرا اشتباه دانست؟! گذر زمان شاید از شدت امری بکاهد اما از اصلش چیزی کم نخواهد کرد که هنوز برایم تازه است که هنوز خود ار در کنار مردم سبزی می بینم که تهدید و ارغاب نتوانست آرامشان کند و هنوز بر رایشان ثابت قدمند و پس از سالها در هر کوچکترین زمانی فریاد می زنند کسانی را که پیشاپششان ایستادند و نساختند و نباختند با قدرت: موسوی،کروبی،رهنورد در هر جا آزادیشان را مطالبه می کنند و یاد و نامشان را زنده می کنند که زنده اند در دل ها و ذهن های ها. و چه قهرمان اند اینان که هنوز حتی از نامشان لرزه بر اندام قدرتمدران تمامیت خواه می افتدو می ترسند و به انواع و اقسام روش ها متوسل می شوند تا شاید روزی را بی تکرار این نام ها آسوده سر بر بالین نهند. هنوز روز دانشجو با تکرار مکررشان فضا را می پالایند و بی ترس و واهمه مطالبه شان را مطالبه می کنند با آنکه می دانند طلب حق امروزه روز جرم است پس به زغم طرف مقابل مجرم. مجرم بودن اینچنینی صدها بار می ارزد به بی گناهی عافیت طلبانی که در هیات زنده گان، مردگانند.
جالب اینکه آنان که دم از مردم می زنند و در تریبون های مختلف که در دست دارند بر طبل مردمی بودنشان می کوبند و آرزو های خود را از زبان ایشان میرانند. رسانه ملی! که خود در حد یک رسانه گروهی و حزبی تنزل داده تمام قد در هر فرصتی به تخریب سیز و سرانش می پردازد و خبرنگارانش بی توجه به رسالتی که بر دوششان است گزارش هایی پی در پی ترتیب می دهند و پیشی می گیرند از یکدیگر در از حد گذراندن تخریب. اینها بجز آن چیزی است که در نماز جمعه و مجلس و سایر مکان های رسمی گفته می شود. تفکری که تنها در فکر تخریب است خود ویران می شود و صدای بوف بر روی ناچیز دیوارهای باقی مانده اش هر روز رساتر به گوش می رسد تا آنچه که فریا می زنند و می گویند.
نمی دانم شاید هم ما اشتباه می کنیم و اینان درست می گویند! شاید آنان چیزی می دانند که ما از آن غافلیم! اما مگر آزمون امتحان روشن کننده این مرز ابهام نیست ؟! پس پیشنهادی که بارها تکرار شده را بار دیگر تکرار می کنیم تا بر ما هم روشن گردد که مردم آنچه است که دهان شما بیرون می آید نه آنچه دیگران می گویند، پس: یکروز مشخص شود تا کسانیکه موتفق شکست حصر موسوی و کروبی و رهنوردند به صورت مسالمت آمیز و بدون خشونت به خیابان بیایند و تجمع سکوت دیگری در حمایت از ایشان برگزار گردد. سالهاست از ۸۸ می گذرد و بیش از هزار روز از حصر سران سبز. پس باید به فراموشی سپرده شده باشند دیگر. این را هم شما می گویید و هم بعضی از دوستان ما. این به نفع شما! چند امتیاز دیگر ! ساعت برگزاری و حتی انتخاب خیابانش نیز با شما. نه سرویس رفت و برگشت بگذارید و نه مترو را رایگان کنید. خبرنگاران داخلی و خارجی را برای ثبت لحظات خبر کنید…اگر جمعیت شرکت کننده در تهران کمتر از ۳ میلیون نفر ۲۵ خرداد بود آن سه نفر در جلوی همه ی آن خبرنگارن از ظلمی که به قول شما به مردم و نظام کردند معذرت خواهی کنند و شما هم این پیام را به صورت زنده در اختیار افکار عمومی داخلی و خارجی قرار داده و پیروزی خود ار جشن بگیرید. اما اگر نتیجه غیر از این بود همان زمان رفع حصر گردند.
بعید می دانم سران سبز این پیشنهاد ار نپذیرند چرا که از خود و پایگاه مردمی شان مطمئن اند حال می ماند اطمینان شما از خودتان و صد البته پایگاه مردمی تان که از آن دم می زنید. این دیگر مانند انتخابات نیست که هر کس هر طو ردلش خواست تعبیر و تفسیرش کند و مصادره به خود نماید. گواینکه پیام انتخابات هم به اندازه کافی روشن بود. اما این پیام آنقدر صریح و روشن است که جای هیچ شبهه و اما اگری را نمی دهد. بی گمان شما هم به دنبال روشنگری و شفاف سازی هستید در غیر این صورت از اعوان و انصار خود بخواهید که توهین نحقیر را کنار گذاشته و به آنها بفهمانید که پایگاهتان آنقدر ضعیف است توان مقابله ندارید و بهتر است در مقابل خواست عمومی که خواهان رفع حصرند تنها سکوت کنید نه اینکه بایستید. به هر روی این گوی و این میدان تا به قول حافظ:
چه خوش است گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
مجید دری
دی ماه ۱۳۹۲
زندان کارون اهواز

No comments:

Post a Comment